یه وقتایی...
یه وقتایی یه اتفاقاتی می افته که حتی فکرش رو هم نمیکردی..... هیچ وقت فکر این رو نمیکردم که محل کارم از محل کارش جدا باشه .... هیچ وقت فکر نمیکردم دلش برام تنگ نشه.... هیچ وقت فکرش رو نمیکردم که دوستم نداشته باشه.... و هیچ وقت فکرش رو نمیکردم که بعد از یه هفته از شنیدن صدام متنفر باشه..... فکر خیلی چیزا رو نمیکردم.... اما شد.... خیلی چیزا شد.... خیلی چیزا.... انقدر این دنیا بی رحمه... انقدر آدماش بی رحمن.... آدماش انقدر بی معرفتن که حد و حساب نداره.... اون روزی که گفتم از زندگیش میرم و اشکاش اجازه ی این کار رو نداد یادمه.... بهش بارها گفتم... گفتم اینطوری اگه بمونم روزی میاد که کو...
ادامه مطلب